تبليغاتX
علی سالم را آزاد کنید
تا آزادی دانشجویان در بند
 

 

گفت وگوی شهروند با فواد شمس از فعالان دانشجویی در ایران

 
 
از آخرین فعالیت هایی که کمپین آزادی دانشجویان در بند انجام داده برایمان بگویید.

ـ با سلام خدمت شما و خوانندگان نشریه وزین شهروند.

بعد از بازداشت های گسترده به خاطر مراسم روز دانشجو از حدود روز 11 آذر تاکنون فعالیت های مختلفی در تمامی عرصه ها برای دفاع از دانشجویان دربند صورت گرفت. در این باره تاکنون اطلاع رسانی فراوانی صورت گرفته است، اما به صورت اجمالی بگویم ما سعی در خبررسانی روز به روز و وسیع داشته ایم. از آن طرف از حرکت های اعتراضی خانواده ها ی رفقای دربندمان حمایت کرده ایم. به نهادهای مسئول داخل حکومت اعتراض کرده ایم. حمایت های وسیع در داخل کشور و خارج کشور را جمع آوری کرده ایم. در آخرین حرکت ها نیز سعی کرده ایم در مورد رفقای تازه بازداشت شده همین روند را ادامه دهیم و از آن طرف در مورد   دانشجویانی که برای آنان وثیقه های سنگین تعیین کرده اند سعی بر تهیه این وثیقه ها شده است. چون متاسفانه با توجه به سنگین بودن این وثیقه ها برخی از خانواده های این دانشجویان که اکثرا جزو طبقات پایین جامعه هستند از تأمین آن ناتوان هستند. جا دارد دراین جا نیز از همه مردم بخواهیم که در این راه ما را یاری دهند.


تا امروز 21 ژانویه(اول بهمن) چه افرادی آزاد شده اند؟

ـ تا این لحظه (دوشنبه بعدازظهر به وقت تهران) برای 11 تن از رفقای زندانی در تهران و زندان اوین بند 209 وثیقه های سنگینی تعیین شده که تاکنون 4 تن از این افراد با تودیع وثیقه آزاد شده اند. در مازندران نیز تمامی دانشجویان دربند آزاد شده اند، اما در مورد شهرستان های دیگر تاکنون خبر جدیدی از آزادی دانشجویان نداشته ایم.




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:9  توسط دانشجو  | 

طرح از جوجو  است

 

شمیم آزادی می آید رفیق ! چشم انتظاریم رفیق ! به استقبال می آییم رفیق !

نه ! اینها ٬ آن نیست که من می خواهم بگویم !

اینها ٬ شوق مرا ٬ اشتیاق مرا ٬ بی صبری مرا ٬ چشم انتظاری ام را ... بیان نمی کند !

چه بگویم ٬ رفیق ؟

در نبودت ٬ آب دیده شدم ! سنگ شدم ! بغض را فرو خوردم و دم نزدم ٬ ماندم و نماندم ٬ دویدم ! ایستاده

بودم ٬ اما رفتم ...

چه بگویم رفیق ؟

در نبودت ٬ رفیق شدم ٬ رفیق !

باور می کنی؟

در نبودت ٬ شناختم دوستان سره ات را ! رفقای نا سره را !

بیایی ! حرف ها دارم برایت ! رفیق !

اما ! نه ! باز هم اینها آن نیست که می خواستم بگویم ...

رفیق دیگر جانی نمانده است برایم ! از پا در آمده ام ! اما پا برجایم ! 

روزبهان آمد ٬ آرش آمد ٬ نسیم و ویکتوریا و امیر ٬فرشید و میلاد ... !

شادم از آمدنشان ! اما رنجم را چه کنم ٬ از بی خبری از تو رفیق !

می آیی؟

تا دیگر دوستانمان از آمدنت شاد شوند ؟ تا بغضم برود و خنده بیاید و با مهدی و محمد و فواد و مریم و ...

با همه بیاییم به استقبالت؟؟؟ می آیی ؟

این ها هم همه ی آنچه که می خواستم نبود ... از تکرار صدای رفیق خسته ام این روزها ٬ رفیق !

انگار این بیشتر به دل دلخسته ام می نشیند ٬ علی !

...

شمیم آزادی می آید علی ! چشم انتظاریم علی! به استقبال می آییم علی !

بوی آزادی می آید ...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:8  توسط دانشجو  | 

 

 

 

 

http://polytechnic-uni.blogspot.com/2008/01/blog-post_6578.html

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:22  توسط دانشجو  |