تبليغاتX
علی سالم را آزاد کنید
تا آزادی دانشجویان در بند

درخت پیر تن من

دوباره سبز می شود

که زخم هر شکست من

حضور یک جوانه شد ...

پیش نوشت : بلاگ آزادی علی سالم را تا آزادی او حمایت کنیم !

میان نوشت : علی را در سفر شناختم . در سفری کوتاه اما پر خاطره و صمیمی . می گویند آدم ها را باید در سفر شناخت و من علی را در سفر شناختم ٬ شناختی کم ٬ اما عمیق . به پایان سفر زمان زیادی نمانده بود ٬ از ابتدای سفر چند باری دیده بودمش ٬ بی حرف و کلام از کنار هم گذشته بودیم و به کار خود مشغول مانده بودیم . آرام بود و صبور با چشمانی نافذ . چند ساعتی به اتمام سفر مانده بود ٬ روی شن های ساحل کنار دریا نشسته بودم و کتاب می خواندم ٬ همسفرانم آن سوتر در آب دریا بودند و من زیر آفتاب گرم تابستان سرگرم خواندن بودم ٬ آمد و کنارم نشست ٬ روی شن های ساحل و  پرسید: چه می خوانی ؟ کتابی می خواندم درباره ی خودکشی کسی که خواسته بود و توانسته بود... .برایش گفتم ٬ گفتم هر وقت که خسته می شوم از بودن و ماندن ٬ می آیم سراغ این کتاب ٬ لبخندی زد اما دانستم که خوشش نیامد از پرداختن به این فکر از سوی من ٬ بیشتر حرف زدیم ٬ درباره ی کتاب و خواندن و چه خواندن و چگونه خواندن ... و من چه آرام شدم از شنیدن حرف هایش . ناهاررا در جنگلی خوردیم زیبا و پر سایه ٬ که نمی دانم چرا کرم هایی سیاه از درختانش بالا می رفتند و هنوز چند گام بالا نرفته بر زمین می افتادند ! با دیدن آن حرکت ٬ یاد سوالات امتحان ورودی مدرسه ی تیز هوشان افتادم که در آن مسافت طی شده توسط کرمی را می خواستند که پنج سانتی متر بالا می رفت از درخت و هفت سانتی متر به عقب باز می گشت !گیج می شدیم از نیافتن دلیل این کارشان٬ این را به علی هم گفتم و زمانی که صدای همه در آمده بود از مزاحمت این کرم های گیج که به عبث می پاییدند ٬ من که سوژه ای یافته بودم ناب ٬ برای اذیت همسفران ٬ کرم ها را به سویشان پرت می کردم .علی در بحث ها آرام و با طمانینه حرف می زد ٬ آنقدر آرامش صدایش ٬ گیرا بود که مجذوبم ساخت به شنیدن . اعتراف می کنم که تا پایان سفر هر کجا که توانستم به سراغش رفتم و به حرف گرفتمش تا بیشتر بگوید و بیشتر بدانمش . از کارم پرسید و از علاقمندی هایم و من هم همه را با شوق پاسخ گفتم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:42  توسط دانشجو  | 

 

 

علی سالم آزاد باید گردد!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 2:40  توسط دانشجو  | 

خبر ویژه آوای دانشگاه: بنا بر اخبار رسیده به "آوای دانشگاه" دیروز "علی سالم" دانشجوی کاشناسی ارشد دانشگاه پلی تکنیک برای اولین بار بعد از بارداشت با خانواده ی خود تماس گرفته است.

علی سالم که بیش از بیست روز است در بازداشت به سر می برد دیروز موفق شد تا با برادر خود در ساعت ۱۶:۳۰و در کمتر از ۲ دقیقه صحبت کند. علی سالم به برادر خود گفته است که در شرایط روحی و جسمی خوبی به سر می برد ولی نگفته است که چه زمانی از زندان آزاد خواهد شد.

قابل ذکر است که علی سالم ۱۲ آذر بازداشت شده بود و این اولین تماس تلفنی وی با خانواده اش بوده است.

+ نوشته شده در  ساعت 2:24  توسط دانشجو  |