تبليغاتX
علی سالم را آزاد کنید
تا آزادی دانشجویان در بند

 

 

 

علی سالم دانشجوی در بند پلی تکنیک آزاد شد


با تامین قرار وثیقه ساعاتی پیش علی سالم از
 
زندان اوین آزاد شد

علی جان آزادیت مبارک

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:25  توسط دانشجو  | 

 

 

مشت می کوبم بر در
پنجه می سايم بر پنجره ها
من به تنگ آمده ام از همه چيز
از شما “خفته چند”
چه کسی می آيد با من فرياد کند

درها را که بسته می بینی ٬ می دانی ٬ از رفتن خبری نیست ٬ به دیوار ها و بلندیشان عادت کرده ای ٬ خو گرفته ای ٬ می دانی همه در پس آن سیاهی ٬ برای آزادی ات در تکاپو هستند و این امید وارترت می کند به استواری ! پا بر جا می مانی و منتظر تا در را بگشایند ٬ تا آزاد شوی و نفسی فرو دهی با طعم رهایی ! علی جان ! امروز پس از گذشت روزهایی که دیگر نمی شمردیمشان از پس دیوارهای زشت زندان بیرون آمدی و امید وار شدیم به آزاد ماندنت ! دریغا ! که به عبث پاییده بودیم همه ی ما! قرار وثیقه ات آنقدر سنگین بود که لب گزیدیم که چه باید کرد؟ باور کن و باور کن که در تلاشیم بی وقفه ! اما به جایی نمی رسیم ! بارها به این فکر افتادیم که اگر جرمت غیر از این بود ٬ وثیقه ات هم کمتر ٬ حتی اگر قتل نفس می کردی ! حتی اگر ... ! باز لب گزیدیم و سکوت کردیم !

حالا زندان بر تو سخت تر می گذرد ٬ که می توانی پرواز کنی و نمی توانی ... چه کنیم ؟ کلام همه ی این ساعات ماست ! کاش می شد نوشت ! کاش می شد گفت ! باور کن ٬ حاضریم همه مان بیاییم و تو از بند خارج شوی ٬ تا بیش از شرمسار تو نباشیم ! اما چه کنیم ؟ سرمایه ی ما قلم است و کتاب ! اندیشه مان را گرو می گیرند تا آزادت سازند؟ ما جز اندیشه هیچ نداریم ! به سرمان زد که ... به سرمان زدها ... زیاد است امروز ... امروز که به آزادی نزدیک تری و دور تر ... علی جان مهرمان در گرو آمدنت ... کسی به فریادمان برسد ... بغض رها نمی شود ... علی کجایی؟

+ نوشته شده در  ساعت 0:28  توسط دانشجو  | 

 

 

 

 

 

  


سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
كوهها لاله زارن لاله ها بيدارن
تو كوهها دارن گل گل گل آفتابو مي كارن
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
لبش خنده نور دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره دار

امروز ٬ وثیقه علی عزیزمان تعیین شد ! از شادی این خبر در پوست خود نمی گنجیم ! وثیقه ی علی ۸۰ میلیون تومان تعیین شده که رقم بالایی است ٬ خانواده و دوستان علی در حال تلاش برای تهیه وثیقه هستند و خانواده ی وی امروز توانستند او را در دادسرای تهران ببیند ٬ این اتفاق نیک را گرامی می داریم و تا آزادی او هر چه در توان داریم به کار خواهیم بست ...

آمدنت را در انتظاریم علی عزیز ...

 

+ نوشته شده در  ساعت 15:59  توسط دانشجو  | 



شهلا دانشفر: سلام میکنم آقای مهدی سالم، تشکر میکنم که دعوت ما را پذیرفتید.

مهدی سالم: منهم به شما و شنوندگان و بینندگان سلام دارم و در خدمت شما هستم.

شهلا دانشفر: قبل از هر چیز توجه شما را به فراخوانی جلب میکنم که از سوی جمعی از خانواده های دانشجویان زندانی و جمع های دانشجویان دانشگاههای علامه، پلی تکنیک، چمران اهواز، باهنر شیراز و دانشگاههای مشهد داده شده است و در آن اعتراض به دستگیری این دانشجویان و تلاش برای آزادی آنها صادر شده که بمدت یکهفته از ١٣ الی ٢٠ دیماه یک حرکت در سراسر در ایران و جهان صورت بگیرد. شما چه نظری و صحبتی دارید بفرمایید؟

مهدی سالم: بله، منهم از این فراخوان حمایت میکنم. بعلت اینکه الان حرکت دقیقا طوری شده که همه ما باید برای آزادی این بچه ها تلاش کنیم، و همانطوری که اطلاع دارید قرار است که یک تعدادی از این بچه ها آزاد شوند و یک تعدادی هم که تکلیف و وضعیتشان هنوز مشخص نیست و ما برای اینکه این دوره دستگیری طولانی نشود و قضیه بازداشتیها هم همینجور در حالت تعلیق طولانی نگه داشته نشود باید از همین حالا اقدام کنیم و مشخصا بهمین خاطر این فراخوان را دقیقا قبول دارم و حمایت میکنم.

شهلا دانشفر: انتظار خودتان، پیام خودتان به مردم و به کسانی که صدای شما را میشنوند چیست؟

مهدی سالم: ببینید این دانشجویانی که الان در داخل زندان هستند هیچ حرفی جز اینکه خواسته اند از آزادی و از شان انسان و از شان دانشجو دفاع کنند نزده اند ولی در زندان بسر میبرند!! یعنی واقعا یک خواسته های قانونی داشته اند که بقول معروف خواستهای همه مردم است. منهم از مردم توقع دارم که این بچه ها را فرزندان خودشان بدانند و برای دفاع از اینها و برای آزادی اینها تاجایی که میتوانند همه باهم و همراه هم تلاش کنند.
شهلا دانشفر: اجازه بدهید در مورد وضعیت مشخص خود علی بپرسم. علی چطور دستگیر شد و کی رفت داخل زندان و الان در چه وضعی هست؟

مهدی سالم: علی ساعت ١٢ شب روز ١٢ آذر در خیابان بازداشت شد و حدود ٣ روز بعد به ما اطلاع دادند که علی در بند ٢٠٩ اوین بسر میبرد و لازم نیست که نگران حال و سلامتی او باشید!! همه بچه ها در یک تاریخی قبل از ١٦ آذر دستگیر شده اند بهرحال ما هم همگام با خانواده ها از همان روز اول قرار بر این گذاشتیم که این حرکت را یک حرکت جمعی حساب کنیم و اگر قرار است که به زندان رجوع کنیم همگی باهم اینکار را انجام دهیم و یا اگر قرار است به مجلس برویم همینطور عمل کنیم. ما از همان روز اول اقدامهای خوبی داشتیم ازجمله مراجعه به کمسیون اصل ٩٠ مجلس و دادسرای انقلاب واقع در اوین بود و یا مذاکراتی که بطور مکرر با مسئولین داشته ایم بطور قانونمند خواستار آزادی این دانشجوها بودیم و تا همین الان هم این همگامی ادامه داشته است و ما تعدادی از همین خانواده ها همین دوشنبه هفته پیش بالاخره توانستیم بعد از ٤٢ روز با این بچه ها ملاقاتی داشته باشیم.

شهلا دانشفر: بله، الان وضعیت علی چطور است و چه اتهامی به او زده اند؟

مهدی سالم: وضعیت عمومی علی خیلی بد نبود ولی خودتان میدانید که ٤٠ روز در شرایط انفرادی بسر بدن بهرحال خیلی سختی دارد. ازمسئله سرما هم سختی زیادی داشته و معلوم شد که در آنجا اذیتش کرده اند و حتی لباسهای گرمی که به زندان تحویل داده بودیم که به دست علی برسانند متاسفانه نداده بودند.

شهلا دانشفر: اینهم بخشی از فشارهایی هست که به زندانیان وارد میکنند، الان وضعیت خانواده چطور است؟ حتما مادرتان و پدر تان روزهای سختی میگذرانند؟

مهدی سالم: بله، خودتان خوب میدانید که دستگیری فرزند برای خانواده حساسیت بسیاری بوجود میاورد. در روز های اول از آنجایی که من در تهران بودم و فکر میکردم که این دوره موقت چندان طولانی نخواهد بود و از آنجایی که تجربه قبلی هم نداشته ایم لذا ترجیح دادم که بخاطر حساسیت خانواده با آنها در میان نگذارم ولی زمانی که دیدم این روند طولانی شد گفتم که دیگر بهتر است که خانواده را هم در جریان قرار دهم. خب، طبیعی است که خانواده بسیار ناراحتند.

شهلا دوانشفر: بله، متوجه هستم. در خانواده خود منهم زندانی سیاسی داشته ایم و میدانم که فشارهای سنگینی بر روی خانواده میاید اما همانطوری که گفتید همه شما از همان اول حرکت قشنگی داشته اید و از همان اول متحد بوده اید و متحد جمع شده اید و ایستاده اید و من مواردی را از این اتحاد شما شنیده ام که برای خودم خیلی جالب بود مثلا خانواده هایی که در شهرستان بوده اند و نمیتوانستند بشما بپیوندند بقیه خانواده ها گفته بودند که فرزندان آنها هم فرزندان ما هم هست و ما مثل بچه های خودمان برای آنها هم تلاش خواهیم کرد و این درجه از همبستگی برای من خیلی جالب بود و خود شما هم حتما در این دوره کوتاه جنبه های جالب تر از اینهم که من ذکر کردم دیده اید و شنیده اید۰در این رابطه هم اگر نکاتی دارید بفرمایید؟

مهدی سالم: بله، دقیقا همه جنبه های این همگامی و همکاری برای من خیلی مسرتبخش و خوشحال کننده بود. من میدیدم مثلا مادری که برای فرزند خودش میامد آنجا صرفا کار فرزند خودش را پیگیری نمیکرد بلکه بطور مادرانه تمامی سی و چند فرزند مردم را پیگیری میکرد و دلسوزی نشان میداد و کارهایشان را پیش میبرد و همه خانواده ها همین حرکت را دنبال میدادند و اساسا کل حرکت انفرادی نبود بلکه کاملا جمعی بود.

شهلا دانشفر: مثل کاری که پدر روزبه صف شکن کرده بود که داروخانه خودش را محلی برای اعتراض این دستگیریها تبدیل کرده بود و عکسها و اسامی تمامی دانشجویان زندانی را زده بود و همه دانشجویان را فرزند خود و روزبه خود خطاب میکرد و این خیلی زیبا بود و حتی اخطاری هم که کرده بود خیلی جالب و آموزنده بود که گفته بود که اخطار میکنم که همه این دانشجویان را آزاد کنید و اگر آزادشان نکنید این اعتراض ادامه خواهد داشت. میخواهم بگویم که در دفاع از آزادی و برابری و همان حقوق انسانی و خواسته های انسانی و شعارهایی که دانشجویان بلند کرده بودند و در سراسر دانشگاهها فریادش را بصدا درآورده بودند همه اینها لحظات جالبی بودند. به هرحال آقای مهدی سالم خیلی ممنونم که در این برنامه شرکت کردید. تریبون در اختیار شماست و اگر پیامی و حرفی دارید بفرمایید.

مهدی سالم: خواهش میکنم. منهم هم از شما متشکرم و هم از بینندگان و شنوندگان محترم. ما واقعا چه خواسته ای داریم جز دفاع از آزادی و دفاع از اینها. ما حداقل این حق را داریم که اعتراض کنیم و خواهان آزادی این عزیزان باشیم. دستگيري این بچه ها کاملا غير قانوني ست و بهر حال ما نگران وضعیت سلامی جسمی و روحی همه اینها هستیم و مسئولین هم مطمئن باشند که ما به کار اعتراض خودمان ادامه خواهیم داد و در این وسط واقعا به کمک مردم احتیاج داریم و مردم ایران و جهان نباید ما را تنها بگذارند.

شهلا دانشفر: بله، همانطوری که شما گفتید و دقیقا همانطوری که در این فراخوان هم گفته شده از ١٣ الی ٢٠ دیماه فرصت خوبی هست که ما بتوانیم قدرتمند و متحد عمل کنیم، و ما باید آنچنان اعتراضی را متشکل و سازماندهی کنیم که نه تنها همه این دانشجویان بلکه همه زندانيان سیاسی را آزاد کنیم. متشکرم آقای مهدی سالم که دعوت ما را پذیرفتید و توانستیم صحبتهای شما را بشنویم.
مهدی سالم: منهم مجددا از همه شما متشکرم و از شما هم ممنونم.

 


 

+ نوشته شده در  ساعت 2:22  توسط دانشجو  | 

 

 

گفت وگوی شهروند با فواد شمس از فعالان دانشجویی در ایران

 
 
از آخرین فعالیت هایی که کمپین آزادی دانشجویان در بند انجام داده برایمان بگویید.

ـ با سلام خدمت شما و خوانندگان نشریه وزین شهروند.

بعد از بازداشت های گسترده به خاطر مراسم روز دانشجو از حدود روز 11 آذر تاکنون فعالیت های مختلفی در تمامی عرصه ها برای دفاع از دانشجویان دربند صورت گرفت. در این باره تاکنون اطلاع رسانی فراوانی صورت گرفته است، اما به صورت اجمالی بگویم ما سعی در خبررسانی روز به روز و وسیع داشته ایم. از آن طرف از حرکت های اعتراضی خانواده ها ی رفقای دربندمان حمایت کرده ایم. به نهادهای مسئول داخل حکومت اعتراض کرده ایم. حمایت های وسیع در داخل کشور و خارج کشور را جمع آوری کرده ایم. در آخرین حرکت ها نیز سعی کرده ایم در مورد رفقای تازه بازداشت شده همین روند را ادامه دهیم و از آن طرف در مورد   دانشجویانی که برای آنان وثیقه های سنگین تعیین کرده اند سعی بر تهیه این وثیقه ها شده است. چون متاسفانه با توجه به سنگین بودن این وثیقه ها برخی از خانواده های این دانشجویان که اکثرا جزو طبقات پایین جامعه هستند از تأمین آن ناتوان هستند. جا دارد دراین جا نیز از همه مردم بخواهیم که در این راه ما را یاری دهند.


تا امروز 21 ژانویه(اول بهمن) چه افرادی آزاد شده اند؟

ـ تا این لحظه (دوشنبه بعدازظهر به وقت تهران) برای 11 تن از رفقای زندانی در تهران و زندان اوین بند 209 وثیقه های سنگینی تعیین شده که تاکنون 4 تن از این افراد با تودیع وثیقه آزاد شده اند. در مازندران نیز تمامی دانشجویان دربند آزاد شده اند، اما در مورد شهرستان های دیگر تاکنون خبر جدیدی از آزادی دانشجویان نداشته ایم.




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:9  توسط دانشجو  | 

طرح از جوجو  است

 

شمیم آزادی می آید رفیق ! چشم انتظاریم رفیق ! به استقبال می آییم رفیق !

نه ! اینها ٬ آن نیست که من می خواهم بگویم !

اینها ٬ شوق مرا ٬ اشتیاق مرا ٬ بی صبری مرا ٬ چشم انتظاری ام را ... بیان نمی کند !

چه بگویم ٬ رفیق ؟

در نبودت ٬ آب دیده شدم ! سنگ شدم ! بغض را فرو خوردم و دم نزدم ٬ ماندم و نماندم ٬ دویدم ! ایستاده

بودم ٬ اما رفتم ...

چه بگویم رفیق ؟

در نبودت ٬ رفیق شدم ٬ رفیق !

باور می کنی؟

در نبودت ٬ شناختم دوستان سره ات را ! رفقای نا سره را !

بیایی ! حرف ها دارم برایت ! رفیق !

اما ! نه ! باز هم اینها آن نیست که می خواستم بگویم ...

رفیق دیگر جانی نمانده است برایم ! از پا در آمده ام ! اما پا برجایم ! 

روزبهان آمد ٬ آرش آمد ٬ نسیم و ویکتوریا و امیر ٬فرشید و میلاد ... !

شادم از آمدنشان ! اما رنجم را چه کنم ٬ از بی خبری از تو رفیق !

می آیی؟

تا دیگر دوستانمان از آمدنت شاد شوند ؟ تا بغضم برود و خنده بیاید و با مهدی و محمد و فواد و مریم و ...

با همه بیاییم به استقبالت؟؟؟ می آیی ؟

این ها هم همه ی آنچه که می خواستم نبود ... از تکرار صدای رفیق خسته ام این روزها ٬ رفیق !

انگار این بیشتر به دل دلخسته ام می نشیند ٬ علی !

...

شمیم آزادی می آید علی ! چشم انتظاریم علی! به استقبال می آییم علی !

بوی آزادی می آید ...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:8  توسط دانشجو  | 

 

 

 

 

http://polytechnic-uni.blogspot.com/2008/01/blog-post_6578.html

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:22  توسط دانشجو  | 

بوی نم می آید            

بوی نم      

و صدای پا

و نغمه ای که زیر لب زمزمه می کنیم  

سرد است 

و دهانت آغشته به مزه ی گس سیگار

اینجا همه چیز سیاه و سفید است    

همه چیز خط خطی است  

راه می روی و افکارت کش می آید         

به خودت فکر می کنی و به آدم ها    

آدم هایی که دوستشان داری

اسم آدم ها که می آید   

بی اختیار لبخند می زنی    

 و نی نی چشمانت برق می افتد

نمی ایستی       

مبادا  

مثل در و دیوار اینجا سیاه شوی

و سطح نمور زمین است           

که همین طور تو را با خودش می برد...

علی جان ! برای آزادی ات٬ همه ٬ کار می کنیم و همه کار ! می کنیم ! باور کن ...

۱۳۸۶/۱۰/۲۵

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:56  توسط دانشجو  | 

امروز دوشنبه٬ ۲۴ دی ماه٬ تعدادی از خانواده های دانشجویان چپ و آزادی خواه زندانی موفق شدند پس از گذشت بیش از ۴۵ روز با فرزندان خود ملاقات کنند. خانواده ها در ملاقاتی که روز گذشته با مرتضوی داشتند با نوشتن نامه های جداگانه ای خواستار تسریع در جریان پرونده ها و قرار ملاقات شدند و با توجه به این که روز دوشنبه روز ملاقات زندانیان بند ۲۰۹ است خانواده ها به اوین مراجعه کردند و توانستند در حدود ساعت ۱۰ تا ۱۱ با فرزندان خود ملاقات کنند.

امروز اکثر خانواده ها موفق به ملاقات شدند از جمله خانواده های کیوان امیری الیاسی، علی سالم٬ نسیم سلطان بیگی٬ محسن غمین، بهروز کریمی زاده، ایلناز جمشیدی، روزبه صف شکن، انوشه آزادبر و تعداد دیگری از خانواده ها اجازه ی ملاقات یافته اند. این ملاقات ها در حدود نیم ساعت به طول انجامیده است و خانواده ها در کابین و با استفاده از گوشی با فرزندان شان صحبت کرده اند.

با توجه به اطلاعاتی که دانشجویان در صحبت های خود منتقل کرده اند ظاهرا برخی از آن ها تنها ۲ روز است که از انفرادی بیرون آمده اند و تقریبا بازجویی ها تمام شده است (بازجویی ها در روزهای اول بسیار شدید بوده و حتی تا ساعت ۲ یا ۳ نیمه شب نیز ادامه می یافته است) و در حال حاضر در سلول های ۳ تا ۴ نفری به سر می برند. دانشجویان گفته اند که در این مدت سرمای شدید هوا و انفرادی های طویل المدت بیش از هر چیز اذیتشان می کرده است. ظاهرا هیچ یک از لباس هایی که خانواده ها برای فرزندانشان فرستاده بودند به دست شان نرسیده است.

+ نوشته شده در  ساعت 17:30  توسط دانشجو  | 

 یکشنبه 23/10/86 خانواده های دانشجویان دربند برای گرفتن پاسخ نامه جمعی خود که هفته گذشته به دادستان کل استان تهران داده بودند به دادسرای عمومی و دادگاه های انقلاب رفتند. خانواده ها بعد از چند ساعت معطلی نزد آقای مرتضوی خوانده شدند. در آنجا از خانواده ها خواسته شده که یک یا دو نماینده بفرستند تا به نزد آقای مرتضوی بروند. با اصرار خانواده ها 5 نفر به داخل فرستاده شدند. پس از مدتی سایرین هم موفق شدند که به دفتر آقای مرتضوی وارد شوند. وی باب صحبت را با خوش و بش با خانواده ها آغاز کرده و از حاضران پرسیده است که از کجا آمده اند. از آنهایی که از شهرستان آمده بودند پرسیده که در این مدت کجا می مانند. و به آنهایی که ساکن تهران یا کرج بوده اند گفته که خوب راه شما که دور نیست!!
پس از آن آقای مرتضوی از خانواده ها خواسته است که نماینده آنها خواسته شان را بگوید. یکی از خانواده ها به نمایندگی شروع به صحبت کرده و گفته است که آنها خانواده های دانشجویان بازداشت شده در رابطه با مراسم 16 آذر اند و تا کنون وبا گذشت بیش از 40 روز از بازداشت ها هنوز هیچ خبر مشخصی از فرزندان خود ندارند؛ در این لحظه سایر خانواده ها هم با نماینده خود همصدا شده اند و ناراحتی خود را از این وضعیت بلاتکلیفی و بی خبری اعلام کرده اند. در این لحظه آقای مرتضوی از آنها خواسته که همه با هم صحبت نکنند و درعوض هر کس خود را معرفی کند و بگوید که چه کسی از افراد خانواده اش بازداشت است و کی و چگونه بازداشت شده است. خانواده ها نیز به ناچار تک تک خود را معرفی کرده و توضیحاتی دادند.
در همین حین خانواده ها خواستار اعلام نتیجه نامه ی هفته گذشته خود شده اند. اما آقای مرتضوی در پاسخ گفته است که این نامه به درد نمی خورد. در زیر این نامه 32 اسم هست اما شما فقط 12 نفرید. خانواده ها نیز در پاسخ گفتند که آنها روز چهارشنبه حاضربودند اما امروز به دلیل بسته بودن راه ها بعضا نتوانسته اند که به تهران بیایند و ما به نمایندگی برای گرفتن پاسخ آمده ایم تا در صورت لزوم و دادن ملاقات آنها را خبر کنیم. اما آقای مرتضوی گفته است که این نامه فایده ندارد و باید هرکدام از خانواده ها که حضور دارند یک نامه جدا برای فرزند یا بازداشتی خود بنویسد و مشخصات وی و نحوه و زمان دستگیری و اینکه آیا قبلا سابقه داشته یا خیر و اینکه آیا وی یا اعضای خانواده اش در جبهه بوده اند یا خیر را در آن ذکر کنند و در پایان هم درخواست خود را از آقای مرتضوی بنویسند. خانواده ها نسبت به این جریان اعتراض کرده اند و گفته اند که آنها خواستار آزادی همه دانشجویان و بازداشت شدگان (هر32 نفر) هستند. به هرحال پس از جرو بحث برخی خانواده ها با وی قرار بر انجام این کار شده و خانواده ها بر خلاف میلشان ناچار به دادن نامه های جداگانه شده اند.
آقای مرتضوی به این خانواده ها گفته است که سریعا به آنها جواب می دهد. اما زمان مشخصی را اعلام نکرده است.
لازم به ذکر است که روز چهارشنبه، اقدام خانواده ها برای نوشتن نامه ی دست جمعی با ذکراسامی دستگیرشدگان و امضای افراد حاضر، به پیشنهاد خود آقای مرتضوی انجام شد. و منشی وی به خانواده ها اعلام کرد که آقای مرتضوی گفته اند که اکنون ازپرونده ها اطلاع دقیقی ندارد و باید در طی این چند روز جلسه ای با دیگر مسوولین بگذارد و متعهد شدند که نتیجه را روز یکشنبه (امروز) به خانواده ها اعلام نمایند. اما متأسفانه امروز هم مانند تمامی اقدامات گذشته خانواده ها هیچ جوابی نگرفتند.

+ نوشته شده در  ساعت 11:27  توسط دانشجو  |